صفى الدين محمد طارمى
252
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
خالى نيست از شرّ مايى ؛ پس واجب است اعتذار عبد از او . و هر چيزى كه صادر مىشود از حضرت وجوب خير است كه كامل مىشود عبد به او ؛ پس واجب است آنكه شكر كند خداى تعالى را بر او به آنچه مذكور شد در باب شكر به حسب مرتبه و درجهء او . « و آنكه نبيند از براى او از وفاى به حقّ عبوديّت چارهاى » با قصور و نقص او ، به آنكه قيام نمايد به چيزى كه مأمور شده است به او به حسب وسعش ، و مداومت كند بر اعتذار و شكر در حالى كه امتثالكننده باشد از براى امر خداى تعالى كه : أَوْفُوا بِالْعُقُودِ « 1 » . و الدرجة الثالثة : التخلّق بتصفية الخلق ، ثمّ الصعود عن تفرّق التخلّق ، ثمّ التخلّق بمجاوزة الأخلاق . « تخلّص » تكلّف است در اكتساب خلق ؛ و « تصفيهء خلق » تجريد اوست از رسمش و تنزيه اوست از كسبش ، به آنكه متخلّق شود به اخلاق خداى تعالى ؛ پس ببيند خلق را موهبتى از براى او از خداى تعالى ، و محو كند رسوم و نعوت خود را به اوصاف و نعوت خداى تعالى . پس ترقّى نمودن است از تفرّق اكتساب اخلاق حقّ تعالى ، به آنكه غايب شود از تصفيهء خود و تجريد خود از رسم خود ؛ پس به درستى كه تصفيهاى كه صافى نموده است به آن تصفيه خلق خداى تعالى را از شوب خلق خود ، تخلّقى است كه در او شوبى از رعونت و بقاى نفس است . چرا كه آن تصفيهء فعل اوست . پس گويا كه او به سبب آن تصفيه ، مستعدّ شده است از براى اتّصافش به اخلاق خداى تعالى . پس وقتى كه صعود كند از اين ، صافى مىشود از براى او اخلاق خداى تعالى .
--> ( 1 ) . مائده / 1 .